الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
316
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
به حساب هندى از همهء زيجات استخراج كرديم اول محرّم سال 61 چهارشنبه بود پس دهم آن ماه جمعه باشد و اين حساب دليلى است روشن . و روايت مؤيّد آن است . ( 1 ) و شيخ مفيد گويد : عمر سعد بامداد كرد آن روز و جمعه بود . و بعضى گويند : شنبه . و بنابر خبرى كه پيش آورديم تحقيقا روز جمعه بود و در ورود آن حضرت به كربلا گفت : روز دوم محرّم روز پنجشنبه سال 61 . و در تذكرهء سبط است كه : مقتل او روز جمعه بود ما بين نماز ظهر و عصر براى آنكه نماز ظهر را به كيفيت صلاة خوف با اصحاب خواند . و بعضى گويند : شنبه بود [ 1 ] . مترجم گويد : ابو جعفر كلينى در كافى و شيخ طوسى در تهذيب روز عاشورا را دوشنبه گفتهاند در سال 61 هجرت . و شيخ در آخر كتاب الصّوم در باب صوم عاشورا در حديث محمد بن عيسى بن عبيد از برادرش از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده است و ما محلّ حاجت را نقل مىكنيم فرمود : روز دوشنبه روزى است كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن روز رحلت فرمود و مصيبت به آل محمّد نرسيد مگر روز دوشنبه پس ما آن را نامبارك شمرديم و دشمنان ما بدان تبرّك جستند . و شيخ طوسى جمعه و شنبه را نسبت به قول داده است . پس شكّى در دوشنبه نيست و الحمد للّه . ( 2 ) هم در كتاب تذكره است كه در قاتل آن حضرت اختلاف كردند به چند قول : اول آنكه : سنان بن انس نخعى قاتل بود و اين قول هشام بن محمد است . دوّم : حصين بن نمير كه تيرى افكند بر وى آنگاه از اسب فرود آمد و سر او ببريد و بر گردن اسب خويش آويخت تا به ابن زياد تقرّب جويد . قول سوّم : مهاجر بن اوس تميمى . چهارم : كثير بن عبد اللّه شعبى . پنجم : شمر بن ذى الجوشن انتهى . مؤلف گويد : قول ششم خولى بن يزيد اصبحى است ؛ زيرا كه محمد بن طلحه شافعى و على بن عيسى اربلى امامى نقل كردهاند كه : عمر سعد با همراهان خويش گفت : پياده شويد و سر او جدا كنيد پس نضر بن حرشه ضبابى پياده شد شمشير بر حلقوم مبارك آن حضرت مىكشيد و كارى نساخت ابن سعد برآشفت و به مردى كه در جانب راست او ايستاده بود گفت : واى بر تو فرود آى و او را آسوده كن پس خولى - خلّده اللّه في النار - فرود آمد و سر آن
--> [ 1 ] رجوع به حاشيهء فصل بعد شود .